السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

186

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

اين امور پنجگانه . « 1 » حال مىپرسيم : آثار مطلوب از انسان چيست ؟ و چه امورى انتظار مىرود كه بر آن مترتب گردد ؟ بىشك انتظار ما از جوهر ، اين است كه در وجودش نياز به موضوع نداشته و روى پاى خود بايستد . چون جوهر يعنى : ماهيّة اذا وجدت فى الخارج ، وجدت لا فى موضوع . و انتظار ما از جسم ، اين است كه واقعا در سه جهت طول و عرض و عمق ، امتداد داشته باشد و بتوان سه خط عمود برهم در آن تصوير كرد ، چون در تعريف جسم آورده‌اند : جوهر ممتد فى الجهات الثلاثة . و نيز اثر مطلوب از نبات ، اين است كه داراى نفس نباتى بوده و در نتيجه ، رشد و نموّ داشته باشد . هم‌چنين انتظار ما از حيوان ، اين است كه داراى نفس حيوانى باشد - كه كمالى اوّلى براى اوست - و امورى چون احساس و حركت ارادى را واجد باشد ، كه كمالات ثانوى حيوان محسوب مىشوند . « 2 » سرانجام انتظار ما از ماهيتى كه ناطق است اين است كه واقعا داراى مبدأ تفكر و انديشه ، كه همان نفس ناطقه است ، باشد - و اين امر ، كمال اوّلى براى آن است - و نيز آثارى را كه به عنوان كمال ثانوى بر نفس ناطقه مترتب مىشود ، داشته باشد ، مانند خنده و تعجب . تمام آن‌چه ذكر شد آثارى است كه از ماهيت انسان مطلوب مىباشد ، و اگر وجود اين ماهيت به گونه‌اى باشد كه تمامى اين آثار بر آن مترتب گردد ، آن وجود ، وجود خارجى ناميده مىشود ؛ و اگر وجود اين ماهيت به نحوى باشد كه هيچ‌يك از آثار

--> ( 1 ) . ازاين‌رو در تعريف انسان آورده‌اند : الانسان جوهر ذو ابعاد ثلاثة - كه ناظر به جسم بودن انسان است - نام - كه ناظر به نبات بودن او است - حساس متحرك بالارادة - كه نشان‌دهندهء حيوان بودن اوست - ناطق . ( 2 ) . زيرا فصل حقيقى حيوان همان نفس حيوانى است كه مبدأ احساس و حركت ارادى مىباشد ، و خود احساس و حركت ارادى از عوارض حيوان است نه ذاتيات آن .